نمايندگى ولى فقيه سپاه پاسداران انقلاب اسلامى
91
اصطلاحات نظامى در فقه اسلامى ( فارسى )
قرآن كريم مىفرمايد : « فَكَذَّبُوهُ فَعَقَرُوها . . . » « 1 » آنها خود صالح پيامبر را تكذيب و ناقهاش را پى كردند . پىكردن چهارپايان در هر حالى مكروه است ، امّا اگر كسى در خاك دشمن به حيوانى دست يافت ، در صورتى كه مىترسد دشمن به آن سوار شود ، و به او برسد ، مىتواند آن را پى كند . « 2 » ( بنابراين ، در حالت ضرورت كراهت برداشته مىشود ) اين كلمه در منابع فقهى با لفظ عرقب نيز آمده است . عَلَمْ عَلَمْ به فتح عين و لام ( جمعآن اعلام ، عِلام ) « 3 » اسمى عربى است كه در لغت به معناى مَنار ، كوه بلند ، نشانى كه در راه براى شناختن برپا سازند نشان و پرچمى كه لشگر گرد آن جمع مىشوند . « 4 » در اصطلاح « 5 » به معناهايى كه با آن مناسبت دارد ، از قبيل نشان و پرچمى كه لشگر گرد آن جمع مىشوند ، به كار مىرود . در قرآن كريم مىخوانيم : « وَ مِنْ اياتِهِ الْجَوارِ فى الْبَحْرِ كَالْاعْلامِ » « 6 » و يكى ديگر از آياتش كشتيهاى كوه پيكر جارى در درياهاست .
--> ( 1 ) - شمس ( 91 ) ، آيه 14 . ( 2 ) - ينابيع الفقهيه ، كتاب الجهاد ، ص 177 ( السرائر ) . ( 3 ) - نظير قَلم ، اقلام ، قِلام - جَبَل ، اجبال ، جبال - جَمَل ، اجمال ، جِمال ( تاجالعروس ، زبيدى ، ج 8 ، ص 406 ، نشر دار صادر ؛ ولسانالعرب ؛ ج 12 ، ص 40 ، نشردار صادر ، بيروت ) . ( 4 ) - لسان العرب ، ج 12 ، ص 40 ، نشر دار صادر . البته در تاج العروس عَلَمْ به معناى « مهتر قوم » آمده است . ( 5 ) - چرا كه در اصطلاح نحويان ، علم يكى از معارف است و آن اسمى است كه بر شيىء معينى وضع شده كه به وضع واحد ، ديگرىرا شامل نمىشود و خود به علم شخصى و جنسى تقسيم مىگردد . ( كشاف اصطلاحات الفنون ، تهانوى ، ج 2 ، ص 1048 ، نشر كتابفروشى خيام . ) ( 6 ) - شورى ( 42 ) ، آيهء 32 .